خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





پایان دو ماهگی آرش جان

     

    به نام خدای دی ماه

    دیروز پنج شنبه ۱۹ دی ، دو ماهگی آرش جان پر شد .. تو این مدت از تمام جهات آرش ، تغییرات زیادی داشته

    چهرش کلی تغییر کرده و البته زیباتر شده ماشاالله ، خیلی هشیار تر شده ، به تمام حرکات چهره مخاطیش

     عکس العمل نشون میده ، عاشق خنده هاشم ، چه دعواش کنی چه نازش کنی اگر حالت چهرت مهربون باشه

    برات کلی میخنده ، وقتی بهت نگاه میکنه اگه آروم آروم ازش دور شی تو رو با نگاهش دنبال میکنه تا جایی که

    دیده نشی ، نوع گریه هاش عوض شده ، گریه خواب ، گریه گرسنگی ، گریه کلافه شدن ، گریه درد . . .

    تو این دو ماه من و آرش جان کلی به مامان مهربانم زحمت دادیم و واقعاً دستش درد نکنه ، از حق نگذریم خواهر

    و برادرم و پدر عزیزم هم خیلی کمک کردن بخصوص شبها که آرش نیاز داشت تا بغلش کنن و تو خونه راه برن تا

     آروم بگیره ..

    تو این مدت همسر عزیزم با صبر و حوصله زیاد در کنار من و آرش بود و سه هفته ای رو که خونه خودمون بودیم

    حسابی کمکم کرد . من هرگز دست تنها از پسش بر نمیومدم اما محمد شب ، نصفه شب ، روز .. در همه حال از

    آرش نگهداری میکرد و با توجهی که خاص یک پدر نمونست به پسر دلبندش رسیدگی میکرد ( از جمله ماساژ با

    روغن زیتون )

    آرش جان که بزرگ شد حتماً براش تعریف میکنم که بابامحمدش و مامانیش چقدر واسه من و اون زحمت کشیدن

    خدایا شکر که اینهمه نگهدارمونی و کمکمون میکنی . . .

    هرگز مارو به حال خودمون رها نکن . . .

     


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    پایان دو ماهگی آرش جان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده