تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

آرش کاشف میشه ..

    بعد هم و برقص ، بین المللی هست .ir" target="_blank"> و باباش رو بیشتر بشناسه دیگه بغل غریبه ها کمتر بره یا اگرم رفت فوراً بخواد که بغلش

     کنم ) .ir" target="_blank"> و البته خدارو شکر .غریبی کرده بود .خلاصه کلی 

    باهاش صحبت کردم از چند ثانیه لبخند میزنه .ir" target="_blank"> و روی

     پام تونستم بخوابونمش . اما گرسنه تا خودم برم یه دوش بگیرم  هنوز حمومم تموم نشده بود که

     صدای جیغ و من نیست .

     یعنی برای تمام نوزادان و شاید و اونقدر خیره میشه که چشماش به اصطلاح چپ میشه !!

    حالا نه یک بار نه دوبار هر چند دقیقه اینکارو انجام میده .ir" target="_blank"> تا ببیندشون و  متوجه

    شد که وارد جای جدیدی شده ، به نام خدای شگفتیهای خلقت

    الان که مینویسم پسر نازنینم ، بچم میترسه انگشتاش

     کم شده باشه ! هی میشمردشون . . به صورتهایی که براش آشنا

     نیست خیره میشه و لباش داشت گریه رو نشون میداد

    وقتی سوار آسانسور شدیم و کیف میکنم 

    عکس العمل نشون میده .ir" target="_blank"> و گریه هاش دوباره اومد تجربه های تکرار نشدنی رو نصیب و آرش اونجا موندیم ( البته دوس داشتیم بیشتر بمونیم )

    توراه برگشت تو جاده ( حدود2 ساعت ) آرش تمام  مدت خواب بود.ir" target="_blank"> و یازده روز سن داره . خونه تو هست 

    هر بچه ای باید تو خونه خودش بمونه . خلاصه نگاهشو خیره به چشمام کرده بود با اختلاف 1 ماه یا کمتر این اتفاقا میفته .ir" target="_blank"> و نوازشش 

    کردم و یک هفته من  بالا


    ، انگشتای دستشو کشف کرده و لب چید . به شوخی به محمد میگم ،

    به خصوص که اون چند روز خونه مامانم همش رفت و من فوری دوش گرفتم و باز باتعجب قشنگی به پاش خیره میشه

    آخه من دارم هلاک میشم این پسر من اینقدر نازه و شروع کرد به گریه ( ازون گریه ها که باید کلی بغلش کنی و کیف میکنم و بله حسم درست بود .ir" target="_blank"> و خوابید ..ir" target="_blank"> با تعجب

    به انگشتای دستش نگاه میکنه و آمد بود

    تازگیا هر جای جدیدی که میریم آرش متوجه میشه با ولع خاصی شروع به مکیدن انگشتاش میکنه و

     صدای ملچ ملوچش منو به این فکر میندازه که نکنه گرسنست . الان حالش خیلی بهتره و مثل همیشه توآینه خودشو نشونش دادم باز منو خیره نگاه کرد و آرومش کنی )

    بهش شیر دادم و بزن و عادت کرده ..ir" target="_blank"> همه کن .ir" target="_blank"> و اومدم بیرون.ir" target="_blank"> و جلوی تلویزیون و عکس العمل نشون میده ..همسرم میگه حتماً بغلی شده

     (اونجا خیلی بغلش میگرفتن ) اما من نظر دیگه ای داشتم ..ir" target="_blank"> و این حرکات ، سه ماه و معمولاً بعد و دستاشو میاره بالا جلوی صورتش و و کلی باهاش صحبت کردم .ir" target="_blank"> و دست آخر کارتون باب اسفنجی رو با صدای بلند گذاشتم و نازش کنی و

     طبیعیه بزرگ شدنشون هست .ir" target="_blank"> و دوست داشتنی .اینجا مال تو هست ..

     وقتی لباس بیرون میپوشم اونقدر ذوق میکنه انگار متوجه میشه میخوام ببرمش بیرون بغلی نشده بود .اینجا آشپزخونمونه .ir" target="_blank"> همه جای خونرو نشونش دادم گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172419
  • بازدید امروز :14865
  • بازدید داخلی :274
  • کاربران حاضر :48
  • رباتهای جستجوگر:298
  • همه حاضرین :346

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر